تنگ تنگ تنگ به تنگ آمده از این چشم بینا که کور شدن بهتر از زجر به فاک رفتگی سرخوردگی حماقت
احمق در کشاکش اهمیت تو و او بر من هیچ نمیگویم یا نمپوسم
در کصکش بیناموس تو برای تو چرا که خم شد آنچه دانم
در دیدم و همه از باد رفته بود پیش از همه و تنها حماقت احمش پافشارنده بود که کور و بینا حالا کور خوخواسته می شود و تف میکند بر روبرو هرکه نمیبیند و میبیند.
برچسب:
نویسنده: رادین شریعتی
تاريخ: دوشنبه
6 اسفند
1397 ساعت: 4:36