دلا دیدی که خورشید از شب سرد
چو
آتش سر ز
خاکستر برآورذ
ز هر خون دلی سروی قد افراشت
به هر سروی تزروی نغمه برداشت . . .
امروز به تاریخ مذکور خونین شهر، شهر خون! آزاد شد
از قلبی بی صدا در تاریکی محض که بی احساس احساس میکند که نمیداند چگونه گونه ای شود در میان انواع . . .
در زورقی بر روبروی دریای پرطوفان، هان! بگزار تا برانیم برانیم برانیم بر این آب ها بر صورت من بزنید بغرید ای موج ها که حالا منم تنها در مقابل شما !!!!!!!! بالا و بالاتر که در هم ریزد معنی خطر معنی پیش رفتن معنی زندگی کردن معنی عشق ورزیدن . . .
بگزار تا برآشوبد هیولای هشت هیکل دریا که دوره ی او رو به پایان است و خدایان دنیای جدید بر دریا گام نهانند.
بگزار تا آسمان و دریا و ابرها و موج در هم کوبیده شوند و بیاشوبند چرا همانا تطهیری هستند و جنگی و
آتشی برای تولد دریا ها جزیره های شادکامان کودک.
دنیایی جدید برای خدایان و فرزندان آنها.
برچسب:
نویسنده: رادین شریعتی
تاريخ: دوشنبه
6 اسفند
1397 ساعت: 4:36